سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک

دیروز ، امروز، گوشه ، کنایه ، ازین حرفا ...

شنبه 86/5/27 11:45 عصر| | نظر

بسم الله الرحمن الرحیم  

خانه کوچیک، پایین شهر ،خانه 700 متری بالا شهر، .....ازین حرفا !

یه کرسی تو اتاق ،هتل 5ستاره....  ازین حرفا!

یک سفره ساده ،ابگوشت دیزی .... مرصع پلو ،جوجه ،قورمه سبزی ....چند نوع دسر .....ازین حرفا!

رئیس جمهوران روزها  ،....مسئولین چند رده پایین ترحالا.....  ازین حرفا!

مجالس ساده ،عروسیهای انچنانی..... ازین حرفا!

 حلقه چند ملیونی...  ازین حرفا !

رجایی و...و..و... ازین حرفا !

دیروز ، امروز، تغییر ارزشها  .....ازین حرفا !

من چی گفتم ؟ شما فهمیدین خداییش ؟

من که قاطی کردم ، عروسی یکی از اقازاده ها! (..)... برنامه تلوزیونی  زندگی شهید رجایی، ازین حرفااااااااااااااااااا!!!!!

 البته شیطونه را حواسمون باشه ما هم شاید مستثنی نباشیم ازین حرفا ..!

حالا می فهمم اقا انگشتر خودشون رو برای حلقه دامادی پسرشون دادن ..بزرک بوده دادن کوچیک کردن اندازش بشه یعنی چی؟!  حالا میفهمم  (شیخ بهلول درباره اقا میگن شاید من به زهد مشهور باشم اما اقای خامنه ای از من زاهد ترند چون من چیزی ندارم و زهد می ورزم اما اقای خامنه ای با ان همه چیز که در اختیار دارند نسبت به مال دنیا بی تفاوتند )یعنی چه ! ازین حرفا...!

پی نوشت :

داخل پرانتز:حالا بعضی میگن دارندگی و برازندگی ، خب حلالش شاید اشکال نداشته باشه اما هم نشینی و هم دردی مسئولین با مردم محروم باعث میشه  بیشتر درکشون کنن و بهتر برنامه ریزی کنن ازین حرفا ..!

یک پست این وسط جاموند ،بعدا ...ازون حرفا

برای ما دعا کنید ....

 


سوپ سیاسی!

دوشنبه 86/4/11 2:17 عصر| | نظر

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

اقا داداش به یه پا واستاده بود که مامااااان سوپ جو

 باید امشب سوپ جو درست کنی.مامان میگفت امشب نه بذار یه شب دیگه ....

مامان اگر سوپ جو درست نکنی همین الان میرم دوتا سوپ مگی میخرم ها ...

تازه سه نوشابه کوکا کولام روش!!

ولی خداییش عجب تهدیدی بود تو کفش موندیم !(اخ باز از این اصطلاحات .. به کار بردم ببخشید!)

پی نوشت :

1.امروز صبح سرمو گذاشته بودم رو پای مامان خانوم و .... دیدیم جیغ ابجی خانوم و اقا داداش در اومد ... مامان اگر فاطمه رو دوست داشته باشین ما اصلا برای روز مادر کادو نمیخریم ها ...  یهو دیدیم مامان سرمارو با خونسردی تمام گذاشتن پایین و گفتن نه حالا که فکر میکنم میبینم  اصلا فاطمه رو دوست ندارم !!! جل الخالق ببین مادیات با ادم چه میکنه !

3 . مامان خانوم از بابا خواست لا اقل به جای یه سرویس جواهرات با چند جمله ی محبت امیز و عاشقانه خودش را از خجالت کادوی روز مادر در بیاره که باباجان گفت

عزیزم :

در اولین نگاهت قلبم به تپش افتاد و پاهایم سست شد دستم لرزید هیچ کاری نمیتوانستم بکنم جز اینکه فریاد بر اورم  ....

اااای سوووسک!

.

.

.

مامان گفت حالا یه سوسکی نشونتون بدم که تو تاریخ ثبت شه!

4. خلاصه روز مادر مبارک باد .


پیوند‌ها