• وبلاگ : آخوندها از مريخ نيامده اند!!!
  • يادداشت : روحاني مشروطه خواه!!!!!!!!
  • نظرات : 3 خصوصي ، 2 عمومي
  • ساعت ویکتوریا

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     

    سلام. يه چيزيي برام مبهمه ، تو واقعا 16 سالته ؟ اين حرفا بهت نمي آد . احتمالا کوچولو که بودي جاي قرص آهن بهت قرص فولاد يا يه چيزه گنده تر دادن . شايدم مدرسه عالي عشق ِ من شهيد مطهري درس مي خوني؟

    راستي نيازي نيست بنويسي بچه خراساني ؛ سوتي دادي . سوتي ات رو نمي گم تا تو خماريش بموني.حالا جدا درست حدس زدم مدرسه عالي شهيد مطهري مي خوني؟

    داشتم وبلاگتو مي خوندم و لذت مي بردم ( برام جالب بود ) اما يهو يه چيزي ديدم که چشم چارتا شد . تو هم سريالِ نرگس رو نگاه مي کردي؟ اميدوارم جوابت منفي باشه . چون دوست ندارم براي کسي جز خودم متاسف بشم.شايدم حکمتي تو کار ديدي و يه گريز ادبي باشه .

    راستي يه تجربه براي وقتي که مامانت بليط گيرشون نيومد :بگو در کنار تلاش براي يافتن بليط کمي هم تلاش کنن با بالا ها "کانکت" شن . شما اينا رو بهتر از من بلدين اما صلوات رو من امتحان کردم رقمشم نجومي نبوده همون 14 تا جواب داده .فقط بايد کانکت شي و يه " off"ِ کوچولو واسه اون بذاري .

    از عبارت لهو ولعبت هم خوشم نيومد ممنون ميشم برام بازش کني نمي دونم "سامي يوسف" يا "يوسف اسلام" رو مي شناسي يا نه ؟

    راستي به حکايت و يه نکته فلسفي رو هم يادگاري از ما داشته باش : مي گن يه روز اينشتين بليط قطارشو جا مي ذاره اما مسولين رآه اهن که اونو مي شناسن خواهش مي کن که اون سواره قطار شه ( فرهنگ نخبه کشي که ندارن ) اما اينشتين به مسوولين ميگه : ممنونم از لطفتون اما من نمي تونم بدون بليط سوار شم (بايد مي رفت يه دامغان زود مي گرفت )از مسولين اصرار و از اينشتين انکار . سرِ آخر اينشتين بر مي داره مي گه آخه من يه مشکل کوچيک دارم من بايد بليطم رو ببينم چون اصلا مقصدم يادم نيست کجا بوده . ( اينا هم گيج مي زنن ها )

    بنا به اولين خطبه نهج البلاغخ توصيف کردن خدا هم چين با حال نيست اما مي گن خدا مثل يه صدا است که از روز اول خلقت به صدا در اومده و هميشه توپدوام داشته براي همين ما هميشه حسش مي کنيم اما نمي فهميمش .

    سلام . از اين كه همت كردين و عكستون رو گذاشتين خوشم اومد . اما نمي دونم هدفتون چيه مي گن هر چيزي يه مفهوم و پيامي داره اما من نمي دونم اصلا چيز قابل توجهي ديده ميشه كه پيامي هم داشته باشه يا نه ؟

    يه دو تا سوال دارم كه مطمئنا جواب دادنش كار ثوابيه :

    1- از كجا به اين پوشش رسيدي و باهاش به چي مي خواي برسي ؟ و آيا فقط با اين پوشش مي رسي ؟

    2- از پشت اون آدما رو چه طور مي بيني مثلا اونايي كه مانتو كوتاه و چاك دار مي پوشن ؟