سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

یک روز او به گرمابه شدی ،یک روز من!

چهارشنبه 90/6/30 12:42 صبح| | نظر

بسم الله الرحمن الرحیم

گویند پدری دلسوز برای تعلیم و تربیت فرزنش استادی نیکو گرفتنکته بین .اول مهر شد و درس استاد آغاز گشت ...

بعد از سالی پدر فرزند را خواند تا پیشرفت او را بیازماید .اما با کمال تعجب دید، فرزند هیچ نیاموخته!  ازاو پرسید :فرزندم درس ها سخت بود مدرک داشتنیا تو نمی فهمیدییعنی چی؟ یا استادت چیزی نمیداستنکته بین ،گفت هیچ کدام پدر جان من سخت علاقه مند بودم و  استادم نیکو استادی بود و علامه اما ...

یک روز او بیمار گشتی و یک روز من یک روز و به گرمابه شدی،یک رو من ،یک روز او در خواب ماندی و یک روز من، و جمعه هم که درس و بحث تعطیل بود!

و حالا شده است حکایت آموزش و پرورش ما...!

زمانی حوزه های علمیه ما که محل درس و بحث بودند، جز در ایام عزاداری محرم و صفر تعطیل نبودند، زیرا که علم جایگاهی داشت و عالم مرتبه ای و عمر هم ارزشی اما ...

پ.ن :

والدین از روزی که خبر تعطیی پنج شنبه ها برای ابتدایی ها را شنیدند شدیدا اعتراض کردنددعوا اما وزیر محترم آموزش و پرورش و رئیس محترم جمهور  گفتند: چرا فقط ابتدایی ها !؟مگر بقیه دل ندارند که پنج شنبه ها تا لنگ ظهر بخوابند ؟!!  همه مقاطع تحصیلی  را تعطیل کنید ...

یک راهکار :حالا که دولت کوچک تر و کمی جمع و جور شده توصیه می کنم: برای اموزش پرورش دو وزیر انتخاب شود!! یکی برای رسیدگی به آسایش و رفاه معلمان و پرسنل ، یکی هم برای رسیدگی به وضعیت  تعلیم و تربیت دانش آموزان و مشکلات اولیای انها ...تا امر تعلیم و تربیت دانش آموزان بر زمین نماند وتعطیل نگردد .!

 

در مصاحبه گزینش از شخصی پرسیدند :چرا علاقه داری معلم شوی؟ گفت ،به سه دلیل : تیر ، مرداد ،شهریور !دوست داشتن

و امروزه علاقه به استخدام در آموزش و پرورش روز به روز بیشتر و بیشتر می شود...


پیوند‌ها